![]() |
![]() |
|
| نيشابور شهر فرهنگ و ادب |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط حسام.ن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
***
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 5:6 قبل از ظهر توسط حسام.ن |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 9:57 بعد از ظهر توسط حسام.ن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
«حكيم عمر خيام نيشابوري» ![]() حكيم ابوالفتح عمر خيام ، فيلسوف ، رياضي دان ، منجم و شاعر ايراني قرن پنجم و ششم است و اشعاري به فارسي و عربي و كتاب هايي در رياضي دارد .
«عطار نيشابوري» ![]()
فریدالدین ابو حامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری، یکی از شعرا و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است. بنا بر آنچه که تاریخ نویسان گفته اند بعضی از آنها سال ولادت او را 513 و بعضی سال ولادتش را 537 هجری.ق، می دانند. او در قریه کدکن یا شادیاخ که در آن زمان از توابع شهر نیشابور بوده به دنیا آمد. از دوران کودکی او اطلاعی در دست نیست جز اینکه پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری که همان دارو فروشی بود مشغول بوده که بسیار هم در این کار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فریدالدین کار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود. او در این هنگام نیز طبابت می کرده و اطلاعی در دست نمی باشد که نزد چه کسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی که آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستانهای مختلفی بیان شده که معروفترین آن این است که: "روزی عطار در دکان (داروخانه) خود مشغول به معامله بود که درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار کمک خواست ولی او به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطار گفت: همانگونه که تو از دنیا می روی. درویش گفت: تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت: بله، درویش کاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن کلمه الله از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً متغیر شد و از دکان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد."
او بعد از مشاهده حال درویش دست از کسب و کار کشید و به خدمت شیخ الشیوخ عارف رکن الدین اکاف رفت که در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه کرد و به ریاضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت این عارف بود. عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالکان طریقت در سفر گذراند و از مکه تا ماوراءالنهر به مسافرت پرداخت و در این سفرها بسیاری از مشایخ و بزرگان زمان خود را زیارت کرد و در همین سفرها بود که به خدمت مجدالدین بغدادی رسید. گفته شده در هنگامی که شیخ به سن پیری رسیده بود بهاءالدین محمد پدر جلال الدین بلخی با پسر خود به عراق سفر می کرد که در مسیر خود به نیشابور رسید و توانست به زیارت شیخ عطار برود، شیخ نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدین که در آن زمان کودکی خردسال بود داد. عطار مردی پر کار و فعال بوده چه در آن زمان که به شغل عطاری و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پیری خود که به گوشه گیری از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. در مورد وفات او نیز گفته های مختلفی بیان شده و برخی از تاریخ نویسان سال وفات او را 627 هجری .ق، دانسته اند و برخی دیگر سال وفات او را 632 و 616 دانسته اند ولی بنا بر تحقیقاتی که انجام گرفته بیشتر محققان سال وفات او را 627 هجری .ق دانسته اند و در مورد چگونگی مرگ او نیز گفته شده که او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یک سرباز مغول به شهادت رسیده که شیخ بهاءالدین در کتاب معروف خود کشکول این واقعه را چنین تعریف می کند که وقتی لشکر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام کردند و ضربت شمشیری توسط یکی از مغولان بر دوش شیخ خورد که شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل کرده اند که چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست که مرگش نزدیک است. با خون خود بر دیوار این رباعی را نوشت: در کوی تو رسم سرفرازی این است مستان تو را کمینه بازی این است با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت شاید که تو را بنده نوازی این است مقبره شیخ عطار در نزدیکی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان مقبره او خراب شده بود به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد.
مقبره شیخ فرید الدین عطار در جنوب شرقی نیشابور بفاصله 6.5 کیلومتر در مسیر جاده نیشابور به مشهد طرف شرق قرار دارد . فاصله شهر تا خیان 5 کیلومتر ( از فلکه خیام تا قبر خیام ) و از خیام به طرف غرب نیشابور حرکت میکنیم به فاصله یک کیلومتر و نیم به قبر کمال الملک و آرامگاه عطار که در یک محوطه است میرسیم . بنابر این عطار به شهر نزدیک تر است و چون باید از راه خیام بدان رسید تندکی دور تر میشود . آنجا که روزگاری ارگ شهذ بود و سنگی ستون وار سینه شاعر و عارف وارسته را که گنجینه محبت و رضاست می فشارد . این ستون سنگی بالای سر شاعر نصب شده است . قبلا در دیواری آجری قرار داشته که آن دیورا امروزه بر چیده شده است . ![]() سنگ مزبور که سه متر ارتفاع بیرونی آن است گویند همین اندازه از آن در خاک می باشد . و در میان قبه ای که نمای اصلی آن آرامگاه به شمار میرود قرار گرفته است . ارتفاع این بقعه در حدود هشت متر است و چهار در داشته که اکنون یک درب رو به شمال آن باز است . این آرامگاه از عهد سلطان حسین بایقرا و امیر علی شیر نوایی وزیر دانشمند وی به جا مانده است . این ستون سنگی داخل آرامگاه تنها باز مانده بنایی است که توسط امیر علیشیر نوایی وزیر . در قرن نهم هجری احداث شده است . ویژگی سخن :
عطار، یکی از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نام آور تاریخ ادبیات ایران است. سخن او ساده و گیراست. او برای بیان مقاصد عرفانی خود بهترین راه را که همان آوردن کلام ساده و بی پیرایه و خالی از هرگونه آرایش است انتخاب کرده است. او اگر چه در ظاهر کلام و سخن خود آن وسعت اطلاع و استحکام سخن استادانی همچون سنایی را ندارد ولی آن گفتار ساده که از سوختگی دلی هم چون او باعث شده که خواننده را مجذوب نماید و همچنین کمک گرفتن او از تمثیلات و بیان داستانها و حکایات مختلف یکی دیگر از جاذبه های آثار او می باشد و او سرمشق عرفای نامی بعد از خود همچون مولوی و جامی قرار گرفته و آن دو نیز به مدح و ثنای این مرشد بزرگ پرداخته اند چنانکه مولوی گفته است: عطار روح بود و سنایی دو چشم او ما از پی سنایی و عطار آمدیم معرفی آثار : آثار شیخ به دو دسته منظوم و منثور تقسیم می شود. آثار منظوم او عبارت است از: 1- دیوان اشعار که شامل غزلیات و قصاید و رباعیات است. 2- مثنویات او عبارت است از: الهی نامه، اسرار نامه، مصیبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بی سر نامه، منطق الطیر، جواهر الذات، حیدر نامه، مختار نامه، خسرو نامه، اشتر نامه و مظهر العجایب. از میان این مثنویهای عرفانی بهترین و شیواترین آنها که به نام تاج مثنویهای او به شمار می آید منطق الطیر است که موضوع آن بحث پرندگان از یک پرنده داستانی به نام سیمرغ است که منظور از پرندگان سالکان راه حق و مراد از سیمرغ وجود حق است که عطار در این منظومه با نیروی تخیل خود و به کار بردن رمزهای عرفانی به زیباترین وجه سخن می گوید که این منظومه یکی از شاهکارهای زبان فارسی است و منظومه مظهر العجایب و لسان الغیب است که برخی از ادبا آنها را به عطار نسبت داده اند و برخی دیگر معتقدند که این دو کتاب منسوب به عطار نیست. آثار منثور : «كمال الملك» ![]() محمد خان غفاري ملقب به "كمال الملك" هنرمند بزرگ و استاد و مربّي بسياري از صورتگران معاصر ايران. پسر ميرزا بزرگ كاشاني كه پس از طي مدارج تحصيل و كمال و سير و سفرهاي فرهنگي به اروپا و پس از رسيدن به بالاترين مراتب هنري و عناوين اجتماعي، در 1306 هـ . ش . منزوي گرديد و با كوچيدن به خلوتكدة حسين آباد نيشابور به آفرينش هاي هنري پرداخت و سرانجام در 1319 هـ .ش به جوار رحمت حضرت حق پناهيد ![]() «امامزاده محروق» ![]() باغ امام زاده محمد محروق در تلاجرد نيشابور كهن. جنوب غربي شهر قديم. آراسته به درختان كهنسال و زيبا و با حشمت و وقار كاج و آرايش ويژة باغهاي اسلامي. نمايي از گنبد امام زاده محمد محروق و بناي يادبود حكيم عمر خيّام و شخصيتهاي بزرگ اسلام. امام الحرمين ، امتام خراسانيان و جهان اسلام. محمد بن اسلم آنكه در وقت حضور حضرت رضا(ع) در نيشابور از عالمان مطرح در اين سامان بود
در دويستمين سال هجرت نبوي و به هنگام خلافت عبّاسيان ابوالسرّايا در رأس يك نهضت شورشي به رهبري محمد بن محمد بن زيد بن علي بن الحسين(ع) قرار مي گيرد. سرانجام پس از ده ماه مقاومت ابوالسرايا مغلوب و مقتول و به دستور حسن بن سهل در بغداد جسد دو نيمه شده اش بر دار آونگ مي شود و محمدبن محمد را براي اخذ تصميم نزد خليفه به مرو مي فرستد اما در بين راه در نيشابور به شهادت مي رسد و پيكر پاكش به آتش بيداد مي سوزد و به محروق ملقّب مي شود. بناي فعلي از زمان صفويّه است كه در سال هاي اخير ترميم و بازسازي شده است. ايوان حرم امامزاده محمد محروق. يكي از دلنواز ترين جلوه هاي هنر كاشيكاري ايران. تصوير پرداز كتاب "ايران پل فيروزه" كه شامل چند عكس بكر . بديع از ديدنيهاي ايران است، از ميان انبوه جاذبه هاي هنر كاشيكاري تمام ايران، تصوير اين ايوان را براي روكش جلد كتاب بسيار ديدني و نفيس خود برگزيده است. موسيقي مجسّم است و رايحة شوق در حريم ايمان .
حيدر يغما معروف به شاعر خشتمال نيشابوري در سپيده دم بيستم اسفندماه 1302 در روستاي صومعه در شش كيلومتري شمال نيشابور چشم به جهان گشود و شايد در روز دوم اسفندماه هم هنگام سپيده دم بود كه در خواب، قلبش از تپش باز ايستاد. همسر و دامادش نخستين كساني بودند كه پيش از طلوع آفتاب، متوجه جسد بيجان او در رختخوابش شدند.
او روستازادهاي پر شور و بي قرار بود كه از همان دوران كودكي، چنانكه خودش گفته بود، به شعر و ادبيات عشق ميورزيد و چنانكه از سالهاي كودكي اش به ياد ميآورد، ابيات شاهنامه و امير ارسلان را كه اطرافيان در شبهاي دراز زمستان ميخواندند، تيزهوشانه به خاطر ميسپرد. نوجواني اين روستايي نا آرام، در دامنه هاي بينالود سپري گشت و در جواني به نيشابور مهاجرت كرد و در شهر سكني گزيد. نخستين سروده هايش را در چهل سالگي به روي كاغذ آورد و آغاز دوران شاعرياش، با سرودهاي ديني و بعضاً ملي، همراه گشت. پس از رهايي از مخمصه متحجرين ديني، غزل سرايي پيشه كرد و ديگر هرگز به وادي انديشه هاي بدعت آميز بازنگشت. سروده هاي يغما بيشتر رنگ عاشقانه دارند و از نوع اشعار غنايي به حساب مي آيند. قويترين آثار اين شاعر مردمي، در دهه(60-50) شمسي سروده شده و عميق ترين سخنانش نيز در همين اشعار بيان گرديده است. وي شاعري بي ريا و فقير مسلك بود كه كار را ارزشمندترين عطيه بشري و الهي ميدانست و به هيچ چيز به اندازه كار و تلاش عشق نمي ورزيد. تا روزهاي انتهايي عمرش، هميشه كارگري ميكرد و لباس خاك آلود فقر را به هيچ عنوان از خودش دور نمي نمود. ابيات بسياري در ستايش فقر داشت و تا آخرين نفس به طبقه و جايگاه اجتماعي خودش وفادار ماند. چـرا به روي كسان خنجر هلاك كشيم؟ / كــه از نــدامت آن آهِ، دردناك كشيـم؟ / بيــا كه مـا و مني را ز خويش دور كنيم / ميـــان فاصله ها خط اشتـراك كشــيم تنـــم در وسعت دنيــــاي پهنــــاور نميگنجــد/روان ســـركشم در قــــــالب پيكــــر نميگنجد «فضل بن شاذان»
ابو محمد فضل بن شاذان بن خليل ازدي نيشابوري متكلّم و فقيه و محدّث امامي. معاصر طاهريان، از اصحاب امام محمد تقي (ع) و امام علي النقي (ع) و امام حسن عسكري(ع). و مورد عنايت ويژه و خاص حضرت امام حسن عسكري(ع). در پاره اي از منابع او را جزو اصحاب حضرت رضا(ع) نيز گفته اند كه با شرايط تاريخي زمان زندگي فضل بن شاذان سازگاري ندارد و نمي تواند صحت داشته باشد. صاحب بيش از 180 عنوان كتاب و رساله. در 260 هـ . ق به رحمت حق پيوست و آرامگاه او در جنوب نيشابور كهن زيارتگاه فرزانگان است. «افلاك نماي نيشابور»
«دهكده ي چوبين نيشابور»
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 9:35 بعد از ظهر توسط حسام.ن |
|
|
مشاهير نيشابور اماكن مقدس اماكن ديدني حكيم عمر خيام قدمگاه مسجد چوبي عطار آرامگاه امامزاده محمد محروق اردوگاه باغرود كمال الملك بي بي شطيطه باغ ملي يغما باغ امين الاسلامي كاروانسراي شاه عباسي |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 6:43 قبل از ظهر توسط حسام.ن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 فروردین 1387 آذر 1386 |
|
RSS
|